السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

79

جواهر البلاغة ( فارسى )

علم المعانى انّ الكلام البليغ هو الّذى يصوّره المتكلم بصورة تناسب احوال المخاطبين و إذا لا بدّ لطالب البلاغة ان يدرس هذه الأحوال و يعرف ما يجب ان يصوّر به كلامه فى كل حالة فيجعل لكلّ مقام مقالا . و قد إتّفق رجال البيان على تسمية الذّى تعرف به احوال اللّفظ العربّى التّى بها يطابق اقتضاء الحال باسم « علم المعانى » . دانش معانى محققا سخن بليغ ، سخنى است كه گوينده ، آن را به گونه‌اى متناسب با حالت مخاطبان ، تصوير مىكند بنابراين ، پژوهندهء بلاغت ، ناگزير بايد اين حالات را بياموزد و به شكلهايى كه در هرحال بايد سخنش را بدانها بيارايد ، آشنا باشد . تا در هرجايى سخن ويژه‌اى بياورد . و همه دانشمندان علم بيان ، به دانشى كه با آن حالات لفظ عربى از جهت هماهنگى با اقتضاء حال ، شناخته مىشود « علم معانى » گفته‌اند « 1 » .

--> ( 1 ) . يكى از دانشمندان گفته است : معنيهايى كه در انديشه‌ها تصور مىشود و در خاطرها مىنشيند پنهان و دور از دسترس است . كسى نمىداند در روان همنشين او چيست و برادرش چه نيازى دارد و شريكش چه هدفى در پيش مىگيرد . و وسيله‌اى براى دستيافتن به معانى نيست مگر تعبيرهايى كه اين انديشه‌ها را قابل فهم مىكند و پنهان را آشكار و دور را نزديك مىسازد . پس اين تعابير ، آميخته و ناخالص را مىپيرايد ، پيچيده را مىگشايد ، بىقيد را مقيّد مىكند ، قيد مقيّد را مىزدايد ، ناشناخته را مىشناساند و به ناآشنا انس مىبخشد . و به هراندازه كه دلالت ، آشكار و اشارت ، شايسته باشد ، معنى